قرآن کتابی برای زندگی سعادت بخش

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَىٰ [20 / 124]

قرآن کتابی برای زندگی سعادت بخش

وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَىٰ [20 / 124]

گاهی برای فهمیدن حقایق نیازی به خواندن کتابهای قطور و مطالب طویل نیست. حتی برای اینکه حرفتان را به کسی بفهمانید نیز سخن بلند نیاز نیست.
این وبلاگ جایی است برای فهمیدن و فهماندن اما با مطالبی کوتاه و کمترین کلمات.

طبقه بندی موضوعی

۸ مطلب با موضوع «تحقیقات» ثبت شده است

۰۳
خرداد
با سلام
یک سوژه تأسف بار
متأسفانه هر از چند گاهی خبرهای با مضمون فتوای مضحک وهابیت در سایتها منتشر می شود که برخی شبکه های تلویزیونی نیز این خبرها را بازتاب می دهد. اکثریت این فتواها منسوب به شخصی است به نام علامه ابوالبراء.
اگر تحقیق کنید متوجه خواهید شد که ابوالبراء یک شخصیت مجازی است که برای تمسخر و مضحکه توسط گروهی عرب زبان ساخته شده است و متأسفانه رسانه های شیعه از آن برای اثبات حقانیت شیعه بهره می برند.
نام صفحه تویتر این شخصیت مجازی رحیق مختوم است (ra7eeq_ma5toum)
دیدن لینک زیر خالی از لطف نیست.

 http://www.faezin.ir/forum/showthread.php?t=1188
پ.ن: در ضمن روی سخن بنده بر روی فتواهایی است که منسوب به این شخص است و گرنه حقیقت امر این است که برخی از فتواهای وهابیت واقعا خنده دار است بلکه هم روده بر....!
  • حمید حسینی زاده
۱۲
فروردين

در یکی از کنفراس ها که یکی از استادان دانشگاه در مورد اعجاز و بلاغت قرآنی سخن می گفت، اظهار می داشت اگر یک کلمه در قرآن جا به جا شود یا حذف و اضافه گردد، معنی آیه ناقص شده، و مراد را نخواهد رساند. وی برای گفته های خویش مثالهای مختلفی از قرآن ذکر می نمود؛ ناگهان یکی از دانشجویان که فکر علمانی (بی دینی) داشت، از جای خود بلند شد وگفت: من حرف شما را قبول ندارم، در قرآن کلماتی به کار رفته ، که مناسب آن مکان نیست، مثلا این آیه: (مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ) {احزاب:4} خداوند دو قلب را در درون مرد قرار نداده است.آن جوان گفت: هیچ بشری دو قلب ندارد، چرا گفته درون مرد دو قلب قرار نداده است،به جای لفظ "لرجل" صحیح أن است که می گفت: مَا جَعَلَ اللَّهُ لِبشر ...
سالن کنفراس در سکوت عجیبی فرور رفت، وهمۀ نگاه ها متوجه آن استاد بود، که چگونه پاسخ می دهد!!
و از طرف دیگر: شبهه ان دانشجو نیز معقول و قابل قبول بود ... چون در بدن ما یک قلب بیشتر وجود ندارد حال فرقی نمی کند زن باشد یا مرد .... پس چرا در این آیه لفظ رجل
(مرد) آمده است ...
استاد سخنران در فکر فرو رفت و می دانست اگر جواب محکمی برای شبهه ایراد شده بیان نکند، چه بسا دیگر دانشجویان نیز این شبهه به دلشان رسوخ کند !!!
بعد از اندکی تامل استاد با افتخار جواب داد: بله... واقعا نیز همین طور است
...تنها مرد است که به هیچ عنوان امکان ندارد دو قلب در بدن او وجود داشته
باشد .... ولی زن هر وقت حامله باشد در جوف او دو قلب وجود دارد، قلب مادر و قلب جنینی که در شکم مادر قرار دارد ...
اینجا بود که چهره های دانشجویان مسلمان بشاش و شادان شد، و این استاد زبر دست را تحسین کردند.
نتیجه گیری:
هیچ کلمه ی در قرآن گذاشته نشده مگر اینکه یک نوع حکمت ربانی در آن وجود دارد، و بدون شک تغییر دادن هر لفظ از قرآن، سبب ایجاد نقص و خلل در معنی می شود.

منبع: http://didar.jan-baz.ir/view/post:2592650

  • حمید حسینی زاده
۲۴
دی

تا موقعی که حدیث رو ندیده بودم باورم نمیشد که میشه چنین چیزی رو تو احادیث پیدا کرد.البته در کتاب لغت «لسان العرب،جلد 11، ص 637» دیدمش اما واقعا موجوده. این هم حدیثش.

عن النبی، صلى الله علیه و سلم، قال‏: صِنْفانِ من أَهل النار لم أَرهُما بعدُ، قومٌ معهم سِیاطٌ کأَذْنابِ البقر یضربون الناس بها، و نساءٌ کاسِیاتٌ عارِیاتٌ‏ مَائِلاتٌ‏ مُمِیلاتٌ‏، رُؤُوسُهنَّ کأَسْنِمة البُخْتِ‏ المَائِلَة، لا یَدْخُلْن الجنة و لا یَجِدْن ریحَها، و إِنَّ ریحَها لَتُوجدُ من کذا و کذا

توضیح: أسنمة جمع سنام به معنی کوهان شتر است.

در کتاب لغت «النهایة فی غریب الحدیث و الأثر » توضیحی هست درباره زنانی که از این وسیله استفاده میکنن: 

هنّ اللّواتى یتعمّمن بالمقانع على رؤسهنّ یکبّرنها بها، و هو من شعار المغنّیات.(آنها کسانی هستند که با مقنعه سر خود را می پوشانند [و با آن] سر خود را بزرگتر نشان میدهند و آن از نشانه های زنان آوازه خوان است.)



  • حمید حسینی زاده
۱۲
دی

در قرآن سوره بقره آیه 120 داریم که وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ .

رهبر عزیزمان شبیه به همین سخن را فرموده اند. سخنانی درباره سیاست؛ که در زیر می خوانید و شباهت را احساس می کنید:

امام خامنه ای:

آنچه را که دشمن هدف گرفته، این است؛ باید به این موضوع توجّه داشت. دشمن، سیاسى و سیاستمدار است؛ مغزِ طرّاحِ سیاسى دارد، فکر مى‌کند که چه‌کار باید بکند. *یکى از طرّاحیها این است که حرف آخر را اوّل نزنند*؛ آرام آرام و بتدریج طلبکارى ایجاد نمایند و طرفِ مقابل را وادار به عقب‌نشینى کنند. به‌مجرّدى که عقب‌نشینى کردید، طلبکارى دیگرى شروع خواهد شد.
حالا بعضیها مى‌گویند چیزى بدهیم، چیزى بگیریم! بدهیمش درست است، بگیریمش درست نیست؛ هیچ چیز نخواهند داد.
شعارهایى را درست مى‌کنند؛ ایران را در محور شرارت گذاشته‌اند. فلان کارها را بکنیم تا ما را از محور شرارت بردارند! این شد حرف؟! غلط کردند گذاشتند که حالا بخواهند بردارند. دوباره و هر وقت لازم شد، ما را در محور شرارت مى‌گذارند.
اگر قرار است قدرتى این امکان و توان را پیدا کند که اخمهایش را در هم بکشد و بگوید من قوى هستم و مى‌زنم و مى‌بَرم و مى‌بندم؛ حواستان جمع باشد، انسان جا بخورد، این جاخوردن، حدّ یقف ندارد؛ شما این سنگر را عقب مى‌نشینید، فرض کنید فلان الحاقیه را قبول مى‌کنید، بعد یک مطالبه دیگرى را مطرح مى‌کنند: فلان دولت غیرقانونى را به رسمیت بشناسید! باز همان فشارها و همان تهدیدها. به‌مجرّدى که فلان دولت غیرقانونى را به رسمیت شناختید، باز یک درخواست دیگر مطرح مى‌شود: اسم اسلام را از قانون اساسیتان بردارید! شما باید ذرّه‌ذرّه عقب بنشینید؛
این حدّ یَقِفى ندارد. من این موضوع را بارها به بعضى از مسؤولانى که دچار وسوسه و واهمه‌هایى بودند، گفته‌ام که حدّ یَقفِ فشار آمریکا کجاست؛ آن را مشخّص کنید، که اگر به آن‌جا رسیدیم، دیگر بعد از آن هیچ فشارى علیه ما نخواهد بود.
من عرض کنم حدّ یقف کجاست؟ آن‌جایى است که شما – که چنین حقّى را نه شما دارید، نه من – از طرف ملت ایران اعلام کنید که ما اسلام، جمهورى اسلامى و حکومت مردمى را نمى‌خواهیم؛ هر کسى که شما مصلحت مى‌دانید، بیاید در این مملکت حکومت کند! این حدّ یَقِف است؛ اوّلِ اسارت مملکت. مگر مى‌توانیم؟ من و شما مگر مى‌توانیم مملکت را به دست دشمن بدهیم؟ مگر ما چنین حقى داریم؟ این ملت ما را براى این سرِ کار نیاورد.
۸۲/۳/۷

  • حمید حسینی زاده
۱۱
دی

اهل سنت یک نرم افزار طراحی کردن به اسم مکتبه الشامله که شامل کتب اهل سنت می باشد. داشتم توی نرم افزار گشتی میزدم که در قسمت بحث به یک حدیث رسیدم. عکس کامل صفحه کامپیوتر رو صرفا جهت اطلاع گذاشتم.


دوزاده خلیفه بیشتر نیستن

همه از قریش هستن

خلفای اموی یا عباسی همه بیشتر از دوازده تا هستن

  • حمید حسینی زاده
۱۵
آذر
یکی از شأن نزول هایی که مباحث زیادی درباره آن شده است آیات اولیه سوره مبارکه عبس است. من هم اونها رو خوندم و نظری را که قبول کردم تقدیم می کنم.


مهمترین شؤون نزولی که برای سوره بیان شده است:

1-   اول: قیل نزلت الآیات فی عبد الله بن أم مکتوم و هو عبد الله بن شریح بن مالک بن ربیعة الفهری من بنی عامر بن لؤی و ذلک أنه أتى رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و هو یناجی عتبة بن ربیعة و أبا جهل بن هشام و العباس بن عبد المطلب و أبیا و أمیة ابنی خلف یدعوهم إلى الله و یرجو إسلامهم فقال یا رسول الله أقرئنی و علمنی مما علمک الله فجعل ینادیه و یکرر النداء و لا یدری أنه مشتغل مقبل على غیره حتى ظهرت الکراهة فی وجه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لقطعه کلامه و قال فی نفسه یقول هؤلاء الصنادید إنما أتباعه العمیان و العبید فأعرض عنه و أقبل على القوم الذین یکلمهم فنزلت الآیات‏[1]

2-   دوم: قد روی عن الصادق (ع) أنها نزلت فی رجل من بنی أمیة کان عند النبی صلی الله علیه و آله و سلم فجاء ابن أم مکتوم فلما رآه تقذر منه و جمع نفسه و عبس و أعرض بوجهه عنه فحکى الله سبحانه ذلک و أنکره علیه‏.[2]

بررسی: با نگاهی ساده به آیات اولیه سوره متوجه این موضوع می شویم که خداوند کسى را در آنها مورد عتاب قرار داده به خاطر اینکه فرد یا افراد غنى و ثروتمندى را بر نابیناى حق‏طلبى مقدم داشته است و صورت خود را عبوس کرده و در هم کشیده است. حال اگر شأن نزول اول را فرض بگیریم عتاب الهی متوجه پیامبر می شود اما چند اشکال بر آن وارد است:

اولاًعبس به صیغه غائب آمده است و خطاب به پیامبر نیست؛ درحالیکه اگر مخاطب آن بزرگوار بود می بایست «عَبَستَ و تَوَلیت» به کار می برد. ثانیاً با توجه به آیه سوم این عبوس شدن را می توان ناشی از عدم خوش بینی معرفی کرد. به شخص عبوس می گوید از کجا مطمئنی آنکس که نسبت به او ترشرو شدی در آینده تزکیه نفس نکند یا حداقل اینکه تذکر برای او نفعی نداشته باشد. بدیهی است که این غفلت است و از پیامبری که معصوم از خطا، نسیان و اشتباه است، هیچگاه سر نمی زند. ثالثاً آیه هفتم با شأن نزول تطابق ندارد و نتیجه تصدی و توجه پیامبر به شخص مستغنی را تزکیه دانسته است نه اسلام آوردن و یا ایمان آوردن.رابعاً در آیه چیزى که صریحا دلالت کند که منظور شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است وجود ندارد[3]. خامساً (طبق این روایت و امثال آن) چگونه راوی به این مطلب پی برده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم « قال فی نفسه یقول هؤلاء الصنادید إنما أتباعه العمیان ... الخ.» و اگر بپذیریم که از درهم شدن چهره پیامبر ظن به این مطلب یافته است، چگونه بدون یقین، چنین مطلبی را روایت کرده است که در هر دو حالتِ بیان شده، راوی از ثقه بودن ساقط است و نمی توان حدیث او پذیرفت. (هرچند در مرسل بودن شأن نزول سخنانی بیان شده است.[4])

أقبح آنکه در بعضی از کتب تفسیری می خوانیم که پیامبر برای راضی نگه داشتن ابن ام مکتوم« استخلفه على المدینة مرتین‏[5] » و با کمال بی دقتی خلق عظیم ایشان را زیر سؤال می برند. آخر چگونه می شود که پیامبر صرفا برای راضی نگه داشتن پسر ام مکتوم و بدون در نظر گرفتن مصالح امت اسلامی دست به چنین کاری بزند!

اما اگر شأن نزول دوم را بپسندیم اشکالات مذکور منتفی است و با آیات قرآن[6] موافقت دارد. علامه نیز آن را پسندیده است؛ هرچند که امام المشککین در تفسیر کبیر حتی اشاره ای به این شأن نزول ندارد و اجماع مفسرین را بر شأن نزول اول دانسته است!



[1] مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏10، ص 664

[2] همان.

[3] تفسیر نمونه، ج‏26، ص: 125

[4] رک:معالم التنزیل فی تفسیر القرآن‏، ذیل سوره.

[5] مفاتیح الغیب، ج 31، ص52

[6] إنک لعلی خلق عظیم – فی رسول الله أسوة حسنة – لوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا -  ...

  • حمید حسینی زاده
۱۴
آذر

ماه رمضان سال 89 که یه سال از حضور حقیر در دانشکده علوم قرآنی میگذشت، خواستند که یک مقاله درباره امام حسن بنویسم. طی سه روز مقاله ای کوتاه نوشتیم و در استان بوشهر مقام اول رو کسب کرد.

دریافت
حجم: 326 کیلوبایت

  • حمید حسینی زاده
۲۸
آبان

در اینجا می خوام یک جزوه روخوانی خدمتتون تقدیم کنم که روی 60 دانش آموز دبستانی و راهنمایی امتحان شده و سربلند بیرون اومده.

این جزوه برای کسی طراحی شده که  هیچ یک از آیات قرآن را نمیتواند بخواند یا ضعیف است.خواندن این جزوه بیست دقیقه بیشتر طول نمی کشد و شما پس از بیست دقیقه نه تنها می توانید کل قرآن را بخوانید بلکه آن را تدریس کنید. نکته مهم این جزوه اینه که شما تقریبا چیز تازه ای یاد نمی گیرید بلکه دانسته هایتان را هدایت می کنید. از لینک زیر می تونید دانلودش کنید.

منتظر اصلاحات شما هستم.

جزوه روخوانی قرآن در بیست دقیقه

  • حمید حسینی زاده